حضرت خدیجه (سلام الله علیها)

8 13

سخنرانی آیت الله سید علی حسینی صدر به مناسبت وفات حضرت خدیجه ، ام الموممنین (سلام الله علیها)

سخنرانی حجه السلام  سید محمد باقر علوی تهرانی به مناسبت وفات حضرت خدیجه ، ام الموممنین (سلام الله علیها)

نام نامى و نسب گرامى حضرت خدیجه (سلام الله علیها) :

حضرت خدیجه سلام الله علیها خدیجه بنت خویلد، بن اسد، بن عبد العزّى، بن قصى، بن کلاب، بن مره، بن کعب، بن لؤى، بن غالب، بن فهر(۱) پدر بزرگوارش «خویلد» قهرمان دلاورى بود که در دفاع از حریم کعبه، روز به یاد ماندنى آفرید. مادرش «فاطمه» بنت زائده، بن أصمّ، بن رواحه، بن حجر، بن عبد، بن معیص، بن عامر، بن لؤى، بن غالب، بن فهر(۲) بانویى با فضلیت بود.(۳) بنابراین حضرت خدیجه سلام الله علیها از تیره قریش مى باشد، از سوى پدر در نیاى سوم واز سوى مادر در نیاى هشتم با نسب پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله پیوند مى خورد.(۴)

نام و القاب حضرت خدیجه (سلام الله علیها) :

براى حضرت خدیجه سلام الله علیها القاب فراوانى است که از عظمت بیکران وقداست بى پایان آن حضرت حکایت مى کند، که از آن جمله است: صدیقه، مبارکه، ام المؤمنین، طاهره، راضیه، مرضیه و… . یتمیان او را «اُمّ الیتامى»، بینوایان او را «اُمّ الصعالیک»، مؤمنان او را «اُمّ المؤمنین» وکوثر جارى خلقت نیز او را «اُمّ الزهراء» یا سرچشمه کوثرمى دانستند.

سیماى حضرت خدیجه  (سلام الله علیها) :

در آیینه وحى پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله در نخستین سیر شبانه خود که در ماه ربیع الاول، دو سال بعد از بعثت که از خانه حضرت خدیجه سلام الله علیها انجام پذیرفت،(۵) هنگامى که به سوى زمین باز مى گشتند از پیک وحى چنین مورد خطاب قرار گرفتند: «حاجتی أن تقرأ على خدیجه مِن الله ومنّى السلام؛(۶) حاجت من این است که از خداى منّان واز منِ جبرئیل، بر خدیجه سلام برسانى». هنگامى که پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله درود خداى منان را به حضرت خدیجه سلام الله علیها ابلاغ نمودند، او در پاسخ گفت: خدا سلام است، سلام از او به سوى اوست. (۷)

خدیجه کبرى (سلام الله علیها) از دیدگاه رسول خدا  (صلى الله علیه وآله ) :

 از رسول اکرم صلى الله علیه وآله احادیث فراوان در مناقب حضرت خدیجه سلام الله علیها رسیده است، که به گوشه اى از آنها اشاره مى کنیم:

  1. هر روز خداى متعال چندین بار با وجود خدیجه بر فرشتگان مباهات مى کند.(۸)
  2. او هنگامى به من ایمان آورد که دیگران به من کفر مى ورزیدند. او مرا تصدیق نمود، هنگامى که دیگران انکار مى کردند، او همه ثروتش را در اختیار من قرار داد هنگامى که دیگران دریغ مى ورزیدند. خداى منان از او به من فرزند عنایت کرد ولى دیگران را محروم ساخت.(۹)
  3. بهترین بانوان عالمیان عبارتند از: مریم دخت عمران، آسیه دخت مزاحم، خدیجه دخت خویلد وفاطمه دخت محمد صلى الله علیه وآله.(۱۰)
  4. برترین بانوان بهشت عبارتند از: خدیجه دختر خویلد، فاطمه دختر محمد، مریم دختر عمران وآسیه دختر مزاحم (همسر فرعون).(۱۱)
  5. خدیجه پیش از همه بانوان عالم، به ایمان به خدا ورسول خدا سبقت گرفت.(۱۲)
  6. من او را از اعماق دل دوست داشتم.(۱۳)
  7. من دوستداران خدیجه را نیز دوست مى دارم.(۱۴)
  8. هرگز خداى متعال همسرى بهتر از خدیجه به من عطا نکرد.(۱۵)
  9. خداى متعال على، حسن، حسین، حمزه، جعفر، فاطمه وخدیجه را بر جهانیان برگزید.(۱۶)
  10. خطاب به عایشه: از خدیجه اینگونه سخن مگو، او نخستین بانویى بود که به من ایمان آورد، او براى من فرزند آورد وتو محروم شدى.(۱۷)

بسیارى از محدثان تصریح کرده اند: حضرت خدیجه سلام الله علیها هنگام ازدواج با پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله دوشیزه بود وهرگز شوى دیگرى انتخاب نکرده بود، از آن جمله است:

  1. سید مرتضى علم الهدى، در کتاب «الشافی فی الإمامه».
  2. شیخ طوسى، در کتاب «تلخیص الشافی».
  3. بلاذرى، در کتاب «أنساب الأشراف».(۱۸)
  4. ابوالقاسم کوفى، در کتاب «الاستغاثه فی بِدَع الثلاثه». بسیارى از محدثان ومورخان نیز این مطلب را از منابع یادشده نقل کرده اند.(۱۹) این عده تأکید مى کنند که سن شریف حضرت خدیجه سلام الله علیها در آن هنگام ۲۵ یا ۲۸ سال بوده وهرگز شوى دیگرى انتخاب نکرده بوده، زینب، رقیه وام کلثوم فرزندان «هاله» خواهر حضرت خدیجه بودند که تحت کفالت ومراقبت حضرت خدیجه به سر مى برده اند. مرحوم آیت الله العظمى سید محمد شیرازى نیز استظهار کرده اند که حضرت خدیجه سلام الله علیها دوشیزه بوده اند وبه همه اشراف قریش پاسخ منفى داده بودند ودل در گرو جوان هاشمى، حضرت محمد مصطفى صلى الله علیه وآله داشتند.(۲۰) ولى همه مورخان اتفاق نظر دارند که حضرت خدیجه زیباترین دوشیزه حجاز بود. امام حسن مجتبى علیه السلام که مظهر جمال الهى بود، خود را شبیه ترین اهل بیت به مادرش حضرت خدیجه مى دانست.

نخستین بانوى مسلمان پیش از بعثت پیامبر صلى الله علیه وآله حضرت خدیجه سلام الله علیها پیرو آیین جدّ بزرگوارش حضرت ابراهیم علیه السلام وبه اصطلاح از «حُنَفاء» بوده ودر نخستین روزى که پیامبر خدا صلى الله علیه وآله به پیامبرى مبعوث شدند، او تسلیم بودن خود را اعلام کرد، چنانکه در حدیث شریف آمده است: نخستین کسانى که به پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله ایمان آورده اند از مردان، على علیه السلام واز بانوان، حضرت خدیجه سلام الله علیها بوده اند.(۲۱) هنگامى که پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله در نخستین روز بعثت از غار حرا با رسالت عظیم پایین مى آمدند، سرور بانوان قریش به استقبال آن حضرت شتافت وعرض کرد: این چه نورى است که در پیشانى شما مى بینم؟ فرمودند: این نور نبوّت است. آنگاه ارکان اسلام را براى ایشان بیان نمودند وحضرت خدیجه سلام الله علیها عرضه داشتند: «آمنتُ وصدّقتُ ورضیتُ وسلّمتُ؛(۲۲) من ایمان آوردم، پیامبرى ات را باور کردم، آیین اسلام را پسندیدم وتسلیم شدم». نخستین بانوى نمازگزار حضرت خدیجه نخستین بانوى نمازگزار در اسلام است، سال ها شمار باورداران دین مقدس اسلام منحصر به حضرت خدیجه سلام الله علیها وحضرت على علیه السلام بود، هر روز پنج بار پیامبر رحمت به مسجدالحرام شرفیاب مى شدند، روبه کعبه مى ایستادند، امیرمؤمنان علیه السلام در سوى راست وحضرت خدیجه سلام الله علیها در پشت سر مى ایستادند. این سه انسان مسئول ومتعهد، امت اسلامى را تشکیل مى دادند وپرستش معبود را در کنار خانه توحید به نمایش مى گذاشتند.(۲۳) نخستین بانوى معتقد به ولایت امیرمؤمنان على بن ابى طالب علیه السلام از شش سالگى در خانه پیامبر تحت مراقبت حضرت خدیجه سلام الله علیها بودند ولذا خدیجه نسبت به آن حضرت، حق پرورش ومادرى داشت، هنگامى که رسول اکرم صلى الله علیه وآله مقام منیع ولایت را به حضرت خدیجه سلام الله علیها بیان نمودند واز او خواستند که به ولایت امیرمؤمنان معتقد شود، حضرت خدیجه با صراحت تمام عرضه داشتند: من به ولایت على علیه السلام ایمان آوردم وبیعت نمودم.(۲۴)

تنها همسر حضرت خدیجه تنها بانویى است که نسل طیّب وطاهر رسول اکرم صلى الله علیه وآله از او باقى ماند. او تنها بانوى شایسته اى است که خدا او را وِعاء وظرف انوار درخشان امامت قرار داد. پیامبر رحمت، در مقام بیان شایستگى حضرت خدیجه به دخت گرامى حضرت فاطمه سلام الله علیها چنین فرمودند: دخترم! این مادرت خدیجه بود که خداى متعال او را وِعاء نور امامت قرار داد.(۲۵) تا حضرت خدیجه سلام الله علیها در قید حیات بود، پیامبر اکرم با هیچ بانوى دیگرى ازدواج نکردند. حضرت خدیجه سرچشمه کوثر جارى نبوت است که امروز بیش از ۸۰ میلیون سید از نسل او در جهان وجود دارد، که مظاهر خیر کثیر ومصادیق کوثر، عطیه حق تعالى به خیرالبشر، حضرت پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله مى باشند. در واپسین لحظات زندگى حضرت خدیجه پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله به او بشارت داد که در بهشت نیز او همسر آن حضرت خواهد بود.(۲۶)

صدف کوثر حضرت خدیجه براى پیامبر صلى الله علیه وآله دو پسر (قاسم وعبدالله) ویک دختر آورد؛ هردو پسرش در کودکى درگذشتند ولى دخترش کوثر جارى خلقت، مادر یازده امام نور، حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها مى باشد. همه سیره نویسان اتفاق نظر دارند که پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله تنها از همسرش خدیجه وماریه صاحب فرزند شد. ماریه قبیطه براى آن حضرت، «ابراهیم» را آورد که در سه سالگى درگذشت. چشم اندازى به سیرت حضرت خدیجه پس از هنگامه بعثت نیز در تمام حوادث تلخ وشیرین در کنار او وشریک غم او بود، همواره نگران سلامتى او بود، غلامان وخدمتگزارانش را به جستجوى او مى فرستاد ودر مواردى شخصاً به جستجوى آن حضرت مى پرداخت ودر موارد خاصى آن حضرت را تا غار حرا همراهى مى کرد.(۲۷)

11در مدت سه سال که در شعب ابوطالب در محاصره اقتصادى بودند واجازه داد وستد به آنها داده نمى شد، اگر ثروت ودارایى حضرت خدیجه نبود، شاید همه آنها از گرسنگى تلف مى شدند. او مواد خوراکى را به وسیله برادرزاده اش حکیم بن حزام به چندین برابر قیمت تهیه مى کرد وبا دشوارى خاصى به شعب مى رسانید تا سد جوع شود.(۲۸) غروب غمبار تنها غمگسار پیامبر صلى الله علیه وآله ۲۵سال تمام حضرت خدیجه ستاره پرفروغ دودمان رسالت بود، نگاه هاى جاذب وغم زدایش تنها مایه تسلّى پیامبر رحمت در محیط خانه بود ولى هزار افسوس که با ارتحال جانگدازش غم واندوه فراوانى به وسعت دریاها وسنگینى کوه ها بر دل پیامبر فرو ریخت. این حادثه جانگداز وفاجعه توان فرسا، در دهم رمضان دهمین سال بعثت، سه سال پیش از هجرت اتفاق افتاد.(۲۹) در حجون دفن شد، پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله در قبر او وارد شد وبه دست مبارک خود او را در قبر گذاشت. در آن هنگام هنوز نماز میّت تشریع نشده بود. وفات حضرت خدیجه سه ماه بعد از وفات حضرت ابوطالب اتفاق افتاد وپیامبر اکرم صلى الله علیه وآله به شدت محزون شد.(۳۰) فاصله این دو حادثه غمبار را از سه روز تا سه ماه گفته اند. پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله آن سال را «عام الحُزن»؛ سال غم واندوه نام نهاد ودر واقع یک سال اعلام عزاى عمومى نمود.(۳۱) پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله همواره مى فرمودند: تا هنگامى که ابوطالب وخدیجه زنده بودند، هرگز غم واندوهى بر من مستولى نشد.(۳۲)خاطرات تلخ وشیرین ایام زندگى مشترک خدیجه هرگز در بایگانى حافظه پیامبر کمرنگ نشد. او هرگز از خانه بیرون نمى رفت جز این که از خدیجه یاد مى کرد وموجبات رشک وحسد همسران نوجوان فراهم مى شد وگاهى با طوفان اعتراض آنها مواجه مى شد، ولى با قاطعیت از خدیجه حمایت مى کرد ومى فرمود: آرى خدیجه اینگونه بود وخداى متعال نسل مرا از او قرار داد.(۳۳) هنگامى که گوسفندى در خانه پیامبر ذبح مى شد، براى دوستان خدیجه از آن مى فرستادند.(۳۴) وصیت هاى حضرت خدیجه سلام الله علیها حضرت خدیجه در آخرین لحظات زندگى وصایایى به شرح زیر به پیامبر اکرم نمود: ۱٫براى او دعاى خیر کند. ۲٫او را با دست خود در خاک قرار دهد. ۳٫پیش از دفن در قبر او وارد شود. ۴٫عبایى را که به هنگام نزول وحى بردوش داشت، روى کفن او قرار دهد.(۳۵) حضرت خدیجه که همه اموال منقول وغیر منقولش را به حبیب خود بخشیده بود، در مقابل فقط یک عبا مطالبه نمود وآن را مستقیماً طلب نکرد، بلکه به وسیله حضرت فاطمه سلام الله علیها تقاضا کرد.(۳۶) آنگاه پیک وحى فرود آمد وکفن بهشتى از سوى پروردگار از بهشت آورد. ام ایمن وام الفضل (همسر عباس) پیکر مطهر حضرت خدیجه را شستشو دادند وبراى آخرین بار وداع کردند.(۳۷) پیامبر رحمت نخست با عباى خود او را کفن کرد، آنگاه کفن بهشتى را بر روى آن قرار داد. 

لینک های مفید :

  1. ابن هشام، السیره النوبیه، ج ۲، ص۸٫
  2. همان.
  3. سیلاوى، الانوار الساطعه، ص۱۰٫
  4. زیرا «قُصىّ» نیاى چهارم و«لُؤىّ» نیامى هشتم پبامبر مى باشد.
  5. ابن شهر آشوب، مناقب آل ابى طالب، ج ۱، ص ۲۲۸٫
  6. تفسیر عیاشى، ج۲، ص ۲۷۹ ـ صحیح بخارى، ج ۵، ص ۱۱۲٫
  7.  شیخ طوسى، الأمالى، ص ۱۷۵، مجلس ۶، ح ۴۶٫
  8. علامه مجلسى، بحار الانوار، ج ۱۸، ص ۲۴۳ ـ اربلى، کشف الغمه، ج ۲، ص ۷۲٫
  9. ذهبى، سِیَر اعلام النبلاء، ج ۲، ص ۸۲ ـ ابن حجر ، الاصابه، ج ۴، ص ۲۷۵٫
  10.  ابن اثیر، اُسْد الغابه، ج ۵، ص ۵۳۷٫
  11.  ابن عبد البرّ، الاستیعاب، ج۲، ص ۷۲۰٫
  12.  حاکم، مستدرک صحیحین، ج۲، ص۷۲۰٫
  13.  بحرانى، العوالم، ج ۱۱، ص ۳۲٫
  14.  محلاتى، ریاحین الشریعه، ج ۲، ص ۲۰۶٫
  15. ابن هشام، السیره النبویه، ج ۱، ص ۸۰٫
  16. علامه مجلسى، بحارالانوار، ج ۳۷، ص ۶۳٫
  17. همو، سیره الامام امیرالمؤمنین، ج ۷، ص ۱۷۳٫
  18.  بلاذرى، أنساب الأشراف، ج ۱، ص ۹۸٫
  19.  ابن شهر آشوب، مناقب آل ابى طالب، ج ۱، ص ۱۶۰ ـ علامه مجلسى، بحارالانوار، ج ۲۲، ص ۱۹۱ ـ ریاحین الشریعه، ج ۲، ص ۲۶۹٫
  20.  طبرى، دلائل الإمامه، ص ۱۵۱٫
  21.  شیخ طوسى، الأمالى، ص ۲۵۹، مجلس ۱۰، ح ۴۶۷٫
  22. علامه مجلسى، بحارالانوار، ج۱۸، ص ۲۳۲٫
  23.  نسائى، خصائص امیرالمؤمنین، ص ۴۵٫
  24. هیثمى، مجمع الزوائد، ج ۹، ص ۲۲۵٫
  25. مسعودى، اثبات الوصیّه، ص ۱۴۴٫
  26. قاضى نعمان، شرح الأخبار، ج ۳، ص ۱۷٫
  27. عبد المنعم، ام المؤمنین خدیجه، ص ۷۸٫
  28. ذهبى، سیر اعلام النبلاء، ج ۴، ص ۲۳۵٫
  29. طبرى، دلائل الإمامه، ص ۸٫
  30. شبراوى، الاتحاف بحبّ الاشراف، ص ۱۲۸٫
  31. دُخَیل، ام البنین خدیجه، ص ۱۲ ـ نمازى، مستدرک سفینه، ج ۳، ص ۳۱٫
  32. اربلى، کشف الغمه، ج ۱، ص ۱۶ ـ محدث قمى، کُحل البصر، ص ۵۵٫
  33. قاضى نعمان، شرح الأخبار، ج ۳، ص ۱۷٫
  34. صحیح بخارى، ج ۵، ص ۳۹٫
  35. ابن حجر، الإصابه، ج ۴، ص ۲۷۵٫
  36. سیلاوى، الأنوار الساطعه، ص ۳۷۵٫
  37. شرهانى، حیاه السیّده خدیجه، ص ۲۸۲٫

پاسخ دهید