حضرت زینب (سلام الله علیها)

حضرت زینب -س1
صبر را مفهوم معنا زینب است
کعبه غمهای دنیا زینب است
چون حسین است آفتاب شهر عشق
ماهتاب عالم آرا زینب است

حضرت زینب (سلام الله علیها) , دختر حضرت على بن ابیطالب (سلام الله علیه) و حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) است. زندگى پررنج و مشقت حضرت زینب (سلام الله علیها) پس از پنج سالگى ـ مقارن با رحلت پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله)  آغاز شد و در فاصله اى بسیار کوتاه , پس از مرگ پیامبر (صلی الله علیه واله)، وى شاهد مادرى بود که در بین درب و دیوار فریاد مى زد: اى فضه , مرا دریاب ! هزاران غم , یکى پس از دیگرى , میهمان قلب کوچک دختر حضرت زهرا (سلام الله علیها) شد. ناراحتى غصب خلافت پدر, بردن حضرت على بن ابیطالب (سلام الله علیه) به اجبار و با پاى برهنه به مسجد, تازیانه هایى که بر بازوى مادر مى نشست و سرانجام موج سنگین رحلت حضرت زهراى مرضیه (سلام الله علیها) , کمر حضرت زینب (سلام الله علیها) را شکست. گویى حضرت زینب (سلام الله علیها), از همین آغاز راه , در برابر طوفان تازیانه غم ها قرارمى گیرد تا روزى بتواند همه غم و رنج هستى را بر دوش کشد!
زمانى که پسرعمویش , عبداللّه بن جعفر (علیه السلام), به خواستگاریش مى آید, شرط مى کند : در رفتن به خانه برادرم (امام حسین سلام الله علیه) آزاد باشم و هرگاه اوبه مسافرت رفت , من نیز باید با او بروم !
مصیبت شهادت امیرمومنان حضرت على (سلام الله علیه) وحضرت امام حسن مجتبى (سلام الله علیه), حضرت زینب (سلام الله علیها) را آبدیده تر مى کند. آن گاه زمان هجرت فرا مى رسد و در سال ۶۰ هجرى , به همراه برادرش حضرت امام حسین (سلام الله علیه), از مدینه به مکه و از آن جا به طرف کربلا حرکت مى کند.
کـربـلا صـحنه شهادت برادران و برادرزادگان حضرت زینب (سلام الله علیها) و منظره تماشایى به خون نشستن محمد و عون (سلام الله علیهما) دو رزمنده قهرمان و شجاعى است که در دامان حضرت زینب (سلام الله علیها) پرورش یافته اند. حضرت زیـنـب (سلام الله علیها) , نـاظر این صحنه هاست و همه اینها از حضرت زینب (سلام الله علیها) , دختر حضرت على  ابن ابی الطاب (سلام الله علیه) , شیرزنى  مى سازد که  از عصر عاشورا, قافله سالار کاروان اسیران آزادی بخش مى شود. پـس از آتـش گرفتن خیمه ها در شب یازدهم محرم الحرام سال ۶۱ هجرى قمرى و با وجود فشار غـم هـا بر قلب حضرت زینب (سلام الله علیها) , در نیمه شب با قدى خمیده به نماز شب مى ایستد و فرداى آن به همراه حضرت امام سجاد (سلام الله علیه) و دیگر اسرا, راهى کوفه مى شود. در کـوفـه ,حضرت زیـنـب (سلام الله علیها) را بـه مـجـلـس ابـن زیاد (لعنت الله علیه) مى برند, در حالى که کنیزانش , پیرامون وى را گرفته اند.
او با شکوهى خاص وارد مجلس مى شود و به ابن مرجانه (لعنت الله علیه) اعتنایى نمى کند. ابن مرجانه (لعنت الله علیه) از این بى توجهى , به شدت ناراحت شده , با این که حضرت زینب (سلام الله علیها) را شناخته است , مى پرسد : این زن پرنخوت و تکبر کیست ؟ کسى جواب نمى دهد! باز سوال مى کند, تا بار سوم که زنى پاسخ مى دهد: این حضرت زینب  (سلام الله علیها) دختر حضرت على (سلام الله علیه) است !
ابن مرجانه (لعنت الله علیه) مى گوید: خدا را شکر مى کنم که شما را رسوا و دروغتان را آشکار کرد!.
حضرت زیـنـب (سلام الله علیها) با کمال شهامت و شجاعت مى فرماید: خدا را شکر مى کنیم که افتخار شهادت را نصیب ما کرد!.
رسوائى از آن فاسق ها است .
حضرت زینب (سلام الله علیها) , در شام و در برابر یزید (لعنت الله علیه) نیز با خطبه اى غرا و آتشین , کوس رسوایى یزید (لعنت الله علیه) را به صدا درآورد و با ایـن که در چنگال خون آشام ترین طاغوت زمان اسیر بود, چنان حماسه آفرید که پایه هاى حکومت فرزند معاویه (لعنت الله علیه) را به لرزه درآورد. در ظـاهـر, یـزید (لعنت الله علیه) فرمانروا بود و حضرت زینب (سلام الله علیها) تنها و دربند, اما روح بلند دخترحضرت فاطمه (سلام الله علیها), یزید را درهم شـکسته بود و سرانجام یزید (لعنت الله علیه) , از ترس سقوط حکومتش , به این نتیجه رسید که کاروان اسیران را به مدینه بفرستد.
پـس از ورود کـاروان بـه مـدیـنـه , هـمـه مـى دانـستند باید به کجا رفت , مسیر کاروان به سوى مسجد النبى (سلام الله علیه) بود.حضرت زیـنـب  (سلام الله علیه) که همه خاطرات مدینه , پیامبر(صلی لله علیه و اله) و حضرت امام حسین (سلام الله علیه) را به دل داشت , تا نگاهش به قبر پیامبر گرامى اسلام (صلی لله علیه و اله) افتاد, صداى گریه اش بلند شدوفریادزد : اى رسول خدا!
خبر کشته شدن حسین (ع ) را آورده ایم !
کـار حضرت زیـنـب (سلام الله علیها) ابلاغ خون شهیدان بود و چه خوب پیام خود را ابلاغ کرد. حضرت زینب (سلام الله علیه)ا، شیرزن دشت کربلا سرانجام پس از عمری دفاع از طریق حقه ولایت و امامت در ۱۵ رجب سال ۶۳ هجرى قمرى در ضمن سفرى که به همراه همسر گرامیشان عبداللّه بن جعفر (علیه السلام) به شام رفته بودند، وفات یافته و بدن مطهر آن بانوى بزرگوار در همانجا دفن گردید. مزار ملکوتى آن حضرت (دمشق/سوریه)، اینک زیارتگاه عاشقان و ارادتمندان اهل بیت عصمت و طهارت (سلام الله علیهم) مى باشد.

index

پاسخ دهید