امام صادق (سلام الله علیه)

 میلاد امام جعفر صادق (سلام الله علیه)

 


شهادت امام جعفر صادق (سلام الله علیه)

6

ابن شهر آشوب در مناقب نوشته است ابو جعفر منصور (لعنت الله علیه) امام صادق (سلام الله علیه) را زهر خورانید(۲) و بایست چنین باشد، زیرا با کینه ای که منصور(لعنت الله علیه) از امام صادق (سلام الله علیه) داشت و بیمی که از روی آوردن مردم  بدو در دل وی راه یافته بود، آسوده نمی نشست. آنان که با تاریخ زندگی منصور(لعنت الله علیه) آشنایند، می دانند او به کسانی که برای رساندنش به مسند خلافت هر کوشش را به کار بردند، رحم نکرد و از جمله آنان ابو مسلم بود کهبرپایی دولت عباسیان (لعنت الله علیهم اجمعین) مرهون رنجهایی است که او در این باره بر خود نهاد. گناه ابو مسلم چنان که ازاسناد تاریخی بر می آید، این است که هنگام خلافت  سفاح (لعنت الله علیه)، به منصور (لعنت الله علیه) چنان که باید حرمت نمی نهاد، پس طبیعی است کسی را که از او می ترسد و از علاقه و احترام مردم بدو آگاه است آسوده نگذارد و تحمل نکند.

10

کلینی به اسناد خود از ابو ایوب روایت کند : نیم شبی منصور (لعنت الله علیه) مرا خواست. چون بر او در آمدم، بر کرسی نشسته بود و شمعی پیش روی داشت و نامه ای می خواند و می گریست. بر او سلام کردم. نامه را به سوی من انداخت و گفت : از محمد بن سلیمان است. از شهادت امام صادق (سلام الله علیه) خبر می دهد و سه بار «انا لله و انا الیه راجعون » را بر زبان آورد و گفت : کجا مانند امام صادق (سلام الله علیه) یافت می شود؟ سپس گفت : بنویس! در بالای نامه نوشتم اگر شخص معینی را وصی قرارداده گردن او را بزن. چون پاسخ نامه رسید، معلوم شد پنج تن را وصی خود کرده است : منصور (لعنت الله علیه)، محمد بن سلیمان(لعنت الله علیه)، عبد الله، امام موسی بن جعفر(سلام الله علیه) و حضرت حمیده (سلام الله علیها). و در روایت دیگری به جای محمد بن سلیمان(لعنت الله علیه)، محمد بن جعفر است و به جای حمیده(سلام الله علیها)، مولایی ازموالی ابو عبد الله و اضافه دارد : منصور (لعنت الله علیه) گفت اینان را نمی توان کشت(۳).

یعقوب یاز اسماعیل بن علی بن عبد الله بن عباس روایت کند : بر منصور(لعنت الله علیه) در آمدم، دیدم ریش او از اشک چشمش نمناک است. سبب پرسیدم، گفت: نمی دانی به خاندان تو چه رسیده است.

  • امیر مؤمنان چه شده؟  سید و عالم و باقی مانده گزیدگان آنان درگذشت.
  • امیر مؤمنان چه کسی؟
  • جعفر بن محمد (سلام الله علیه)!
  • خدا امیر مؤمنان را مزد دهد و او را برای ما باقی گذارد.
  • جعفر(سلام الله علیه) از آنان بود که خدا در باره شان گفته است: ثم اورثنا الکتاب الذین اصطفینا من عبادنا (۴) او از کسانی بود که خدایش گزید و از سابقان در خیرات بود(۵).

ابن فضال روایت کند : نزد ام حمیده (سلام الله علیها) رفتم تا او را به رحلت امام صادق (سلام الله علیه) تعزیت دهم. گریست و من از گریه او به گریه در آمدم. پس گفت: اگر ابوعبد الله (سلام الله علیه) راهنگام مرگ می دیدی چیزی شگفت مشاهدت می کردی. چشم خود را گشود و گفت : هرکس را با من خویشاوندی دارد گرد آورید. همه را گرد آوردیم. بدانها نگریست و فرمودند : شفاعت ما به کسی نمی رسد که نماز را سبک بدارد. (۶)

کلینی به روایت خود از امام موسی بن جعفر (سلام الله علیه) روایت کند : من پدرم را در دو جامه شطوی(۷) کفن کردم که آن دو، جامه احرام او بود و در جامه ای از جامه هایش وعمامه ای که از علی بن الحسین (سلام الله علیه) بود برای آنکه آن را به چهل دینار خریده بود. (۸)

یکی از اصحاب آن حضرت (سلام الله علیه) گفته است : بر او در آمدم موسی بن جعفر (سلام الله علیه)  پیش روی او نشسته بود و او وی را وصیت می کرد. آنچه از آنوصیت به یاد دارم این است :

  1. پسرم وصیت مرا بپذیر و گفتارم را به خاطر سپار. اگر آن را به خاطر سپاری خوشبخت زندگی خواهی کرد و ستوده خواهی مرد.
  2. پسرم! آنکه بدانچه خدا بدو داده قناعت کند بی نیاز بود، و آنکه دیده به مال دیگری دوزد مستمند می میرد.
  3. آنکه بدانچه خدای عز و جل بدو داده خرسند نباشد خدا را در قضای او متهم کرده است.
  4. آنکه گناه خود را خرد داند گناه جز خود را بزرگ شمارد. و آنکه گناه دیگری را خرد به حساب آرد، گناه خود رابزرگ انگارد.
  5. آنکه پرده از عیب دیگری برگیرد، عیبهای درون خانه اش آشکارشود.
  6. آنکه شمشیر ستم کشد، بدان کشته شود.
  7. آنکه برای برادر خود چاهی کند،خود در آن بیفتد.
  8. آنکه با سفیهان بیامیزد حقیر شود و آنکه با علما نشیند وقار یابد.
  9. آنکه در جای های بد در آید متهم شود. پسرکم حق را بگو! به سودت باشد یا به زیانت.
  10. از سخن چینی بپرهیز که آن کینه را در دلهایمردم می کارد.
  11. پسرم! اگر جستجوی بخشش می کنی به معدنهای آن روی آور. (۹)

3 2

پی نوشتها:

  1.  مناقب، ج ۴، ص ۲۸۰٫
  2. اصول کافی، ج ۱، ص ۳۱۰٫
  3. سپس میراث دادیم کتاب را به کسانی که برگزیدیم از بندگانمان (فاطر: ۳۲) .
  4. تاریخ یعقوبی، ج ۳، ص ۱۱۷٫
  5. ثواب الاعمال، ص ۲۰۵، بحار، ج ۴۷، ص ۲٫
  6. دهی در مصر که در آن چنان پارچه را می بافتند.
  7. اصول کافی، ج ۱، ص ۴۷۶٫
  8. حلیه الاولیاء، ج ۳، ص ۱۹۵، صفه الصفوه، ج ۲، ص ۱۷۰٫

زندگانی امام صادق (ع) ، سید جعفر شهیدی

پاسخ دهید