امام حسین (سلام الله علیه)

86

به روز سوم ماه شعبان سال چهارم هجرت دومین فرزند برومند حضرت على (سلام الله علیه) و حضرت فاطمه (سلام الله علیها)، که درود خدا بر ایشان باد، در خانه‏ وحى و ولایت، چشم به جهان گشود. چون خبر ولادتش به پیامبر گرامى اسلام (صلی الله علیه و آله)رسید، به خانه‏ حضرت على (سلام الله علیه) و فاطمه (سلام الله علیها) آمد و اسماء را فرمود تا کودکش را بیاورد. اسماء او را در پارچه‏ اى سپید پیچید و خدمت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) برد،آن گرامى به گوش راست او اذان و به گوش چپ او اقامه گفت. به روزهاى اول یا هفتمین روز ولادت با سعادتش، امین وحى الهى، جبرئیل، فرود آمد و گفت : سلام خداوند بر تو باد اى رسول خدا، این نوزاد را به نام ‏پسر کوچک هارون‏ «شبیر» که به عربى‏«حسین‏» خوانده مى‏شود، نام بگذار. چون حضرت على (سلام الله علیه) براى تو بسان هارون براى موسى بن عمران است جز آنکه تو خاتم پیغمبران هستى. و به این ترتیب نام پر عظمت ‏«حسین (سلام الله علیه) ‏» از جانب پروردگار، براى دومین فرزند حضرت فاطمه (سلام الله علیها) انتخاب شد. به روز هفتم ولادتش، حضرت فاطمه‏ زهرا (سلام الله علیها) که سلام خداوند بر او باد، گوسفندى را براى فرزندش به عنوان عقیقه کشت، و سر آن حضرت را تراشید و هم وزن موى سر او نقره صدقه داد.

سلمان فارسى مى ‏گوید : دیدم که رسول خدا (سلام الله علیه) حسین (سلام الله علیه) را بر زانوى خویش نهاده او را مى ‏بوسید و مى‏ فرمود: تو بزرگوار و پسر بزرگوار و پدر بزرگوارانى، تو امام و پسر امام و پدر امامان هستى، تو حجت‏ خدا و پسر حجت‏خدا و پدر حجت‏هاى خدایى که نه نفرند و خاتم ایشان، قائم ایشان (امام زمان عج الله تعالی فرجه شریف) مى ‏باشد.

شیخ صدوق و ابن قولویه و دیگران از حضرت امام صادق (سلام الله علیه) روایت کرده‌اند که چون حضرت امام حسین (سلام الله علیه) متولد شد حق تعالی جبرئیل را امر فرمود که نازل شود با هزار ملک برای آن تهنیت گوید حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) را از جانب خداوند و از جانب خود، چون جبرئیل نازل می‌شد گذشت در جزیره از جزیره‌های دریا به ملکی که او را فطرس می‌گفتند و از حاملان عرش الهی بود. وقتی حق تعالی او را امری فرموده بود و او کندی کرده بود پس حق تعالی بالش را در هم شکسته و او را در آن جزیره انداخته بود پس فطرس هفتصد سال در آنجا عبادت حق تعالی کرد تا روزی که حضرت امام حسین وقتی حق تعالی او را امری فرموده بود و او کندی کرده بود پس حق تعالی بالش را در هم شکسته و او را در آن جزیره انداخته بود پس فطرس هفتصد سال در آنجا عبادت حق تعالی کرد تا روزی که حضرت امام حسین (سلام الله علیه) متولد شد. چون دید که جبرئیل با ملائکه فرود می‌آیند از جبرئیل پرسید که اراده کجا دارید؟ گفت چون حق تعالی نعمتی به محمد صلی الله علیه و آله کرامت فرموده است، مرا فرستاده است که او را مبارک باد بگویم، ملک گفت ای جبرئیل مرا نیز با خود ببر شاید که آن حضرت برای من دعا کند تا حق تعالی از من بگذرد. پس جبرئیل او را با خود برداشت و چون به خدمت حضرت رسالت صلی الله علیه و آله رسید تهنیت و تحیت گفت و شرح حال فطرس را به عرض رسانید. حضرت فرمود که به او بگو که خود را به این مولود مبارک بمالد و به مکان خود برگردد. فطرس خویشتن را به امام حسین مالید، بال برآورد و این کلمات را گفت و بالا رفت عرض کرد یا رسول الله همانا زود باشد که این مولود را امت تو شهید کنند و او را بر من به جهت این نعمتی که از او به من رسید مکافاتی است که هر که او را زیارت کند او را به حضرت حسین علیه السلام برسانم، و هر که بر او سلام کند من سلام او را برسانم، و هر که بر او صلوت بفرستد من صلوات او را به او می‌رسانم. و موافق روایت دیگر چون فطرس به آسمان بالا رفت می‌گفت کیست مثل من و حال آنکه من آزاد کرده ی حسین بن علی و فاطمه و محمد (علیهم صلوات الله).

اخلاق و رفتار امام حسین (سلام الله علیه)

با نگاهی  اجمالی به ۵۶سال زندگی سراسر خداخواهی و خداجویی  امام حسین (سلام الله علیه)، درمی یابیم که هماره وقت او به پاکدامنی  و بندگی و نشر رسالت احمدی و مفاهیم عمیقی والاتر از درک و دید ما گذشته است . اکنون مروری  کوتاه به زوایای زندگانی آن عزیز، که پیش روی ما است :

جنابش به نماز و نیایش با پروردگار و خواندن قرآن و دعا و استغفار علاقه بسیاری  و حتی در آخرین شب (۲۵) داشت . گاهی در شبانه روز صدها رکعت نماز می گزاشت .

زندگی دست از نیاز و دعا برنداشت ، و خوانده ایم که از دشمنان مهلت خواست تا بتواند با خدای خویش به خلوت بنشیند. و فرمود: “خدا می داند که من نماز و تلاوت (۲۶) قرآن و دعای زیاد و استغفار را دوست دارم  (۲۷) حضرتش بارها پیاده به خانه کعبه شتافت و مراسم حج را برگزار کرد.

ابن اثیر در کتاب “اسد الغابه ” می نویسد: “کان الحسین رضی الله عنه فاضلا کثیر الصوم و الصلوه و الحج و الصدقه و افعال (۲۸) الخیر جمیعها. امام حسین (سلام الله علیه) بسیار روزه می گرفت و نماز می گزارد و به حج می رفت و صدقه می داد و همه کارهای پسندیده را انجام می داد.

شخصیت حضرت حسین بن علی (سلام الله علیه) آنچنان بلند و دور از دسترس و پرشکوه بود که وقتی با برادرش امام مجتبی (سلام الله علیه) پیاده به کعبه می رفتند، همه بزرگان و شخصیتهای اسلامی به (۲۹) احترامشان از مرکب پیاده شده ، همراه آنان راه می پیمودند.

احترامی که جامعه برای  امام حسین (سلام الله علیه) قائل بود، بدان جهت بود که او با مردم زندگی  می کرد – از مردم و معاشرتشان کناره نمی جست – با جان جامعه هماهنگ بود، چونان دیگران از مواهب و مصائب یک اجتماع برخوردار بود، و بالاتر از همه ایمان بی تزلزل او به خداوند، او را غم خوار و یاور مردم ساخته بود.

و گرنه ، او نه کاخهای مجلل داشت و نه سربازان و غلامان محافظ، و هرگز مثل جباران راه آمد و شد را به گذرش بر مردم نمی بستند، و حرم رسول الله (صلی الله علیه وآله ) را برای او خلوت نمی کردند… این روایت یک نمونه از اخلاق اجتماعی اوست ، بخوانیم :

روزی از محلی عبور می فرمود، عده ای از فقرا بر عباهای پهن شده شان نشسته بودند و نان پاره های خشکی  می خوردند، امام حسین (سلام الله علیه) می گذشت که تعارفش کردند و او هم پذیرفت ، نشست و تناول فرمود و آن گاه بیان داشت : “ان الله لا یحب المتکبرین “، خداوند متکبران را دوست نمی دارد. (۳۰)

پس فرمودند : “من دعوت شما را اجابت کردم ، شما هم دعوت مرا اجابت کنید.

آنها هم دعوت آن حضرت را پذیرفتند و همراه جنابش به منزل رفتند. حضرت دستور داد و بدین ترتیب پذیرایی گرمی  (۳۱) هر چه در خانه موجود است به ضیافتشان بیاورند، از آنان به عمل آمد، و نیز درس تواضع و انسان دوستی را با عمل خویش به جامعه آموخت .

شعیب بن عبدالرحمن خزاعی  می گوید: “چون حضرت حسین بن علی (سلام الله علیه) به شهادت رسید، بر پشت مبارکش آثار پینه مشاهده کردند، علتش را از امام زین العابدین (سلام الله علیه) پرسیدند، فرمود این پینه ها اثر کیسه های  غذایی است که پدرم شبها به دوش می کشید و به خانه (۳۲) زنهای  شوهرمرده و کودکان یتیم و فقرا می رسانید.

پاسخ دهید