بعثت حضرت محمد (سلام الله علیه)

5 2

«بعثت» از ماده(بعث) به معنای برانگیختن و فرستادن است[۱] و در شرع، فرستادن خداوند است، انسانی را به سوی جن و انس ‌یا بعضی از آنها تا آنان را به راه حق دعوت کند و شرط آن دعوی پیغمبری و اظهار معجزه باشد.[۲]

بعثت پیامبر(ص) منشأ بزرگ­ترین تحولات فکری ‌ـ‌ عقیدتی جوامع بشری به شمار می­رود؛ با این حال، سیره­نویسان از آن غفلت کرده­اند. روایات مجعول و بی­اساس آنان  در این­ باره، نه تنها دون ­شأن آخرین پیامبر خداست؛ بلکه حتی با ادراکات بشری نیز سازگاری ندارد؛[۳] اما چون بررسی آن در مقاله­ای کوتاه نمی­گنجد، تنها به ارائه رخداد بعثت با توجه به روایات و احادیث معتبر از دیدگاه شیعه اکتفا می­شود.

 فلسفه و هدف بعثت :

بعثت پیامبر(ص) و معجزه جاویدش قرآن برای شناساندن حقایقی به بشر بود که پیامبران پیشین به تناسب رشد فکری جوامع بشری، بخشی از آن را بازگو کردند؛ حقایقی که بشر درباره آن جهل نسبی و یا مطلق داشته است. حقایقی همچون: منشأ هستی و علت آن، سرانجام حیات دنیوی بشر و سرنوشت او پس از مرگ است.

 دین پیامبر(ص)، پیش از بعثت :

   درباره دین خاتم انبیا(ص) قبل از بعثت، اقوال گوناگونی وجود دارد که پرداختن به آنها نیازمند پژوهشی مستقل است و از آن میان به طرح صحیح­ترین اقوال مورد اتفاق علمای شیعه و سنی اکتفا خواهد شد. رسول­ اکرم(ص) و سرپرستان بزرگوار آن حضرت(عبدالمطلب و ابوطالب)، از بازماندگان دین یکتاپرستی و شریعت ابراهیم بوده­اند[۴] که در قرآن «حنفا» خوانده می­شوند[۵] و انزوای آنان را برای خلوت و مناجات با خدا «تحنف» تا «تحنث» نامیده­اند؛ اما این، بدان­ معنا نیست که پیامبر(ص) پیش از بعثت از شریعت انبیای پیشین پیروی[۶] می­کرده است؛ بلکه بدان معناست که در اصول اعتقادی، همچون: توحید، معاد، مکارم اخلاقی و صبر بر آزار معاندان و مشرکان، همانند انبیای الهی، استوار و ثابت­قدم بوده است.

   بنابر گفتار علی(ع) ـ که آگاه­ترین شخص به احوال رسول خدا(ص) است ـ از همان زمان که پیامبر(ص) از شیر  گرفته شد، خداوند، بزرگ­ترین فرشته­اش را با وی قرین ساخت تا همواره او را به زیباترین خلق و خوی هدایت کند؛[۷] چنان­که خود حضرت می‌فرماید:

«کنت نبیاً و آدم بین الروح و الجسد.»[۸]

«من نبی بودم در حالی که هنوز روح به کالبد آدم دمیده نشده بود.»

 بنابراین نظر صحیح مورد توافق علمای شیعه و سنی این است که پیامبر(ص) تابع هیچ یک از ادیان و شرایع قبل از اسلام نبود؛ بلکه بهشریعت خود عمل می­کرد و هدایت خاص خداوند، وحی و الهام به او می­رسید.

 مراحل بعثت :

۱-  دیدن رؤیاهای صادقه: پیامبر(ص) در آستانه بعثت، خواب­هایی می­دید که به همان صورت در خارج به وقوع می­پیوست[۹] و گاه فرشته­ای او را «رسول­الله» خطاب می­کرد.[۱۰]

۲-   شنیدن ندای غیبی، بدون دیدن فرشته: آن حضرت از سی و هفت سالگی، حالاتی روحانی داشت و احساس می­کرد دریچه­ای از غیب به رویش باز شده است؛ زیرا نور مخصوصی می­دید و اسراری بر ایشان فاش می­شد. بارها سروش غیبی را می­شنید؛ ولی او را نمی­دید[۱۱] و چه بسیار که او را از درخت و کوه ندا می­کرد.[۱۲]

۳-   آن حضرت در آستانه بعثت، جبرئیل را می­دید، در حالی که او را رسول­الله خطاب می­کرد.[۱۳] هرچه زمان بعثت نزدیک­تر می­شد، مدت تحنث در غار حراء و میل به تفکر و عبادت در او فزونی می­یافت.

مکان بعثت :

«غار حراء» واقع در قله «کوه نور»، از معروف­ترین کوه­های مکه و با ارتفاع ۲۰۰ متر در دو فرسنگی شهر مکه و در شمال شرقی[۱۴] آن واقع شده است. این محل از زمان­های دور، مکانی مقدس[۱۵] و محل اعتکاف انسان­های حقیقت­جو و روشن­ضمیری بوده است که به “حنفا” شهرت داشتند.[۱۶]

سطح غار، هموار و برای نشستن و برخاستن فردی بلند قامت، مناسب بوده است؛ اما بالا رفتن از آن به دلیل ناهمواری­های شیب‌دار، دشوار است. پیامبر(ص) در غار که دهانه­اش به سوی کعبه و محله بطحا باز می­شد، می­نشست و ساعت­ها در اندیشه رهاییدن قومش از بیهودگی­هایی بود که در آن غوطه­ور بودند. منابع، درباره زندگی و ویژگی­های شخصیتی پیامبر(ص) پیش از بعثت، چندان سخن نگفته‌اند؛ اما از تحنث او در غار حراء می­توان تصور کرد که همواره در اندیشه راه چاره‌ای برای نجات قومش از تباهی­ها بود.

معمولاً تحنث، سالی یک­ بار به مدت یک ماه در غار حراء بوده است. رسول اکرم(ص) در این مدت به مستمندانی که نزد او می­رفتند، طعام می­خورانید.[۱۷] پس از آن، هفت بار، کعبه را طواف می­کرد و به منزل باز می­گشت.

در سال­های نزدیک بعثت که رشد قوای عقلی و روحی پیامبر(ص) به اوج رسیده بود، میل و اشتیاق او به کناره­گیری از مردم[۱۸] و تفکر و عبادت، آن­چنان بود که روزها و شب­ها را در غار حراء به سر می­برد؛ به­ویژه در ماه رمضان، مدت تحنث طولانی­تر بود. در این مدت، علی(ع)، همسرش خدیجه و یا فرد دیگری از اهل خانه برای او آب و غذا می­برد.[۱۹]

رسول خدا(ص) ساعت­ها در آسمان، کوه­ها و بیابان­های مکه ـ که بی­کرانگی خالق را به هزاران زبان نجوا می­کردند ـ به تفکر و مطالعه می­پرداخت و از خدایان سنگی و چوبی قومش به ستوه آمده، در جستجوی چاره آن، آسمان بی­انتها را می­کاوید. جبرئیل امین در یکی از این تحنث­ها هنگام چهل­ سالگی[۲۰] بر او ظاهر شد و نخستین آیه­های سوره علق[۲۱] را به وی القا کرد. سپس پیامبر(ص) از غار به سوی منزل سرازیر شد و همسرش را از این ماجرا آگاه کرد. خدیجه که   سال­ها بود، آثار بزرگی را در کردار و گفتار وی دریافته بود،[۲۲] نخستین[۲۳] تصدیق­کننده و ایمان­آورنده به رسالتش شد.[۲۴]

درک همه حقیقت هستی، سنگینی بار امانت رسالت و بیم تکذیب قومی غوطه­ور در خرافات و اوهام، او را در تبی گدازنده فرو برد؛[۲۵] چنان­که خود را در جامه­ای پیچید تا لحظاتی بیاساید و قوای خود را باز یابد.

روز دیگر باز هم جبرئیل فرود آمد و به او یادآوری کرد که برای انذار فومش باید از  آسایش دوری گزیند.[۲۶] آیات الهی در عمق روح و جانش آن چنان انقلابی بر پا کرده بود که حقیقت محض را بی­هیچ شبهه­ایی با چشم دل می­دید.[۲۷]

پیامبر(ص) با آغاز رسالت، نزدیک‌ترین خویشاوندش، علی(ع) را به پذیرش حق خواند و او ـ که جسم و جانش در کنار رسول اکرم(ص) رشد یافته بود و هیچ تعلق و سابقه‌ای در افکار و اعتقادات جاهلی نداشت ـ با فطرتی پاک به وحدانیت خداوند ایمان آورد.[۲۸] براساس روایات منقول از معصومان(ع) علمای امامیه بعثت پیامبر(ص) را در ۲۷ رجب [۲۹] و بنا به قولی دیگر که با تصریح قرآن[۳۰] نیز هماهنگ است، ۱۷ رمضان می‌دانند.[۳۱] اهل سنت نیز[۳۲] ۱۷، ۱۸ و ۲۴ رمضان و برخی ۱۲ ربیع­الاول[۳۳] را زمان بعثت دانسته­اند. اقوال و تفاسیر موجود درباره تاریخ بعثت و نزول اولین آیات بسیار متفاوت است؛ بنابراین با تکیه بر محتوای آیات قرآن که شرایط زمانی نزول آیات را در خود دارد، می­توان چنین استنباط کرد که بعثت پیامبر(ص) در ۲۷ رجب رخ داد و سپس با نزول نخستین آیات سوره علق در ماه رمضان، هنگام تحنث در غار حراء به رسالت برگزیده شد و اندکی پس از آن، نزول دفعی قرآن در شب قدر بر قلب پیامبر(ص) القا شد و نیز کمی پس از از آن آیات ۵ ـ ۱ سوره مزمل پیامبر(ص) را به شب زنده­داری، تبشیر و انذار خلق فرا خواند.

4


 [۱] جوهری، اسماعیل بن حماد؛ صحاح، بیروت، دار العلم للملایین، ۱۳۹۹ق، چاپ دوم، ج۱، ص۲۷۳ و ابوالحسین بن زکریا، معجم مقاییس اللغه، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، بی­تا، ج۱، ص۲۶۶٫

[۲]. دهخدا، علی­اکبر؛ لغت­نامه دهخدا، تهران، چاپ دانشگاه تهران، ۱۳۷۲ش، چاپ اول(دوره جدید)، ج۳، ص۴۲۲۷ و ۴۲۲۸٫

[۳]. ر.ک: زینی دحلان، سید احمد؛ حاشیه الحلبی الشافعی، بیروت، المکتبه الاسلامیه، بی‌تا، ج۱، ص۳۳ـ۴۲٫

 ۴٫ ر.ک: زمخشری، محمود بن عمر؛ تفسیر کشاف، قم، مکتبه الاعلام اسلامیه، ۱۴۱۴ق، ج۱، ص۱۷۸ و طبرسی، مجمع البیان، ج۱، ص۲۱۵٫

[۵]. بقره، ۱۳۵٫

[۶]. برخی بر این عقیده‌اند که پیامبر(ص) قبل از بعثت، تابع یکی از ادیان الهی بوده است. برخی از علمای اهل سنت، مانند: غزالی قاضی عبدالجبار سیف الدین آمدی، تاج الدین عبدالوهاب سبکی و برخی از علمای شیعه، مانند: سید مرتضی بر این عقیده‌اند.

[۷]. مسعودی، مروج الذهب، ج۱، ص۸۹٫

[۸]. مجلسی، محمدباقر؛ بحارالانوار، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق، ج۱۸، ص۲۱۸٫

[۹]. ارزقی، ابن­­الولید محمد بن عبدالله؛ اخبار مکه، قم، انتشارات شریف رضی، ۱۴۱۱ق، چاپ اول، ج۲، ص۲۰۴٫

[۱۰]. ابن ابی­الحدید، شر­­­ح ­نهج البلاغه، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، داراحیاء الکتب العربیه، ۱۹۶۱م، ج۳، ص۲۰۷٫

[۱۱]. ابن­کثیر، البدایه و النهایه، بیروت، دارالمعرفه، ۱۴۱۹ق/۱۹۹۸م، چاپ چهارم، ج۲، ص۷۱۳ و حلبی شافعی، پیشین، ج۱، ص۳۸۰و۳۸۱  .

[۱۲]. جامی، عبدالرحمان؛ شواهد النبوه، به کوشش پروفسور سیدحسن امین، تهران، میرکسرا، ۱۳۷۹ش، ص۱۳۹٫

 [۱۳]. ابن­ شهر­آشوب، مناقب آل ابی­طالب، قم، المطبعه العلمیه، ج۱، ص۴۴٫

[۱۴]. ارزقی، ابن­الولید محمد بن عبدالله، پیشین، ج۲، ص۲۸۸٫

[۱۵]. همان، ص۲۸۰ و ۲۸۱٫

 ۱۶٫ طبرسی، مجمع البیان، بی‌جا، شرکه المعارف، ج۱، ص۲۱۶٫

[۱۷]. ابن­هشام، السیره النبویه، تحقیق مصطفی السقا و دیگران، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۹۸۵م، ج۱، ص۲۳۶٫

[۱۸]. ابن­کثیر، پیشین، ص۷۱۳ به بعد.

[۱۹]. نهج البلاغه، خطبه ۱۹۲، ترجمه شهیدی، ص۲۲۲٫

[۲۰]. ابن­هشام، پیشین، ج۲، ص۲۳۳٫

[۲۱]. علق، ۱ـ ۵٫

[۲۲]. مجلسی، محمدباقر؛ بحار الانوار، تصحیح محمدباقر بهبودی، تهران، دار الکتب اسلامیه، بی‌تا، ج۱۸، ص۱۹۴ و ابن شهرآشوب، مناقب، ج۱، ص۴۴٫

[۲۳]. علاوه بر منابع تاریخی علی(ع) در نهج البلاغه(خطبه۱۹۲) می‌فرماید: «در حالی که در هیچ خانه‌ای مسلمانی نبود، من سومین آنها بودم.» ر.ک: نهج البلاغه ترجمه شهیدی، ص۲۲۲٫

[۲۴]. زینی دحلان، سید احمد، پیشین، ص۲۴۹٫

[۲۵]. تواریخ عامه، بیم و هراس پیامبر(ص) را هنگام دیدن جبرئیل، از این رو دانسته‌اند که حضرت در رسالت خود دچار تردید بوده است که متأسفانه این تفاسیرِ بی­منطق به منابع شیعی نیز راه یافته است. ر.ک: مجلسی، محمدباقر، پیشین، ج۱۸، ص۱۶۷٫

[۲۶]. مزمل، ۱ـ ۵ .

[۲۷]. «ماکذب الفواد ما رای»، نجم، ۱۱ و ر.ک: به مجلسی، پیشین، ج۱۸، ص۲۶۲٫

[۲۸]. ابن­هشام، پیشین، ص۹۲ و ابن­سعد، الطبقات الکبری، بیروت، دار صادر، ج۳، ص۲۱ و ابن­کثیر، السیره النبویه، صححه و علق علیه الحافظ السید عزیز، بیروت، دار الفکر، الطبعه الثالثه، ۱۴۱۷ق، ص۶۷٫

[۲۹]. مجلسی، پیشین، ج۱۸، ص۱۹۰٫

[۳۰]. آیه ۱۸۵سوره بقره و آیه ۱ سوره قدر بر نزول قرآن در ماه رمضان دلالت دارد.

 [۳۱] همان، پیشین، ج۱۸، ص۱۹۰٫

[۳۲]. ابن­هشام، پیشین، ص۲۳۹ ـ۲۴۰ و ابن­سعد، الطبقات، بیروت، دار البیروت للطباعه و النشر، ۱۴۰۵ق، ج۱، ص۱۹۴٫

[۳۳]. ابن­کثیر، السیره النبویه، ج۱، ص۳۲۹٫

 

پاسخ دهید